تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
246
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
فصل هفتم [ دنباله پادشاهى خسرو انوشروان ] ابن اسحاق گويد : پس از مرگ ابرهه پسر او يكسوم « 1 » از حبشيان بر يمن پادشاه شد و ابرهه را به نام همين پسر ابو يكسوم مىخواندند . حميريان و قبايل يمن در خوارى افتادند و پايمال حبشيان گشتند . حبشيان زنان ايشان بگرفتند و مردان ايشان بكشتند و پسران ايشان را ميان خود و مردم عرب ترجمان كردند « 2 » . چون خداوند حبشيان را از مكّه برگردانيد و ايشان سزاى خود بديدند مردم عرب قبيلهء قريش را بزرگ داشتند و گفتند : « اينان مردان خدايند ، خداوند از ايشان دفاع كرد و از
--> ( 1 ) - از اين شخص سكّهاى در دست است كه تا كنون شناخته نشده بود . ( سفرنامهء Ruppell در حبشه ، تابلوى 8 ؛ مقايسه شود با مجلّهء سكّهشناسى سال 1868 تابلوى 2 ) . گوتشميد نام مذكور در اين سكّه را « بازيلئوس يكسومى - پادشاه يكسوم » خوانده است . بر روى ديگر سكّه نام پادشاه اصلى حبشه « گرسم » ديده مىشود . ( 2 ) - دينورى گويد كه او از پدرش بدتر و پليدتر « اخبث » بوده است و برادرش از او هم بدتر بوده است .